کاش در کنارت بودم تا اين همه احساس تنهايی نمی کردم و از فراقت اشک نمی ريختم

تا قبل از اين نمی دانستم که دوری از يار مهربان اينقدر جانکاه است ...


نمی دانستم شب های فراق چقدر طولانی و تاريک و روزهايش ابری و بارانيست ...

اما با دوری از تو ، تنها عشقم ، از آموزگار هجرت اين درس ها را گرفتم و اکنون از طول ثانيه های طولانی بی تو بودن نيز خبر دارم ...

 

 

واین هم اخرین پست وبلاگ امیدوارم وبلاگ جالبی برای شما بوده باشه

 

 

 باران      ۹/۷/۱۳۸۸


 



پنجشنبه 1388/07/09 |

...

 
 
 

            

 

              



یکشنبه 1388/06/15 |
مرد و زن جوانی سوار بر موتور در دل شب می راندند آنها عاشقانه یکدیگر را دوست داشتند

زن جوان : یواشتر برو من میترسم

مرد جوان : نه ، اینطوری خیلی بهتره

زن جوان : خواهش میکنم ، من خیلی میترسم

مرد جوان : خوب ، اما اول باید بگویی دوستم داری

زن جوان : دوستت دارم ، حالا میشه یواشتر برونی

مرد جوان : مرا محکم بگیر

زن جوان : خوب ، حالا میشه یواشتر بری

مرد جوان : باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت مرا برداری و روی سر خودت بگذاری آخه من نمیتونم راحت برونم ، اذیتم میکنه

روز بعد واقعه ای در روزنامه ثبت شده بود. برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید . در این حادثه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد ، یکی از دو سرنشین زنده ماند و دیگری درگذشت

مرد جوان از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود . پس بدون اینکه زن جوان را مطلع کند با ترفندی کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست تا برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند

دمی می آید و بازدمی میرود . اما زندگی چیزی غیر از این است و ارزش آن در لحظاتی تجلی می یابد که نفس آدمی را میبرد


دوشنبه 1388/06/09 |
اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست ...

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلب هاست ...

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست ...

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست ...

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست ...

پس با تمام وجود فرياد مي زنم " دوستت دارم ".


پنجشنبه 1388/06/05 |

 

دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است

 

دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد

 

دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند

 

دلم براي کسي تنگ است که تنم آغوشش را مي طلبد

 

دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد

 

دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد

 

دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شنيدن صدايش را حسرت مي کشد

 

دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد

 

دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست

 

دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده 

 

دلم براي کسي تنگ است که تنهاييم را چشيده

 

دلم براي کسي تنگ است که سرنوشتش همانند من است

 

دلم براي کسي تنگ است که دلش همانند دل من است

 

دلم براي کسي تنگ است که تنهاييش تنهايي من است

 

دلم براي کسي تنگ است که مرهم زخمهاي کهنه است

 

دلم براي کسي تنگ است که محرم اسرار است

 

دلم براي کسي تنگ است که راهنماي زندگيست

 

دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند

 

دلم براي کسي تنگ است که دوست نام اوست

 

دلم براي کسي تنگ است که دوستيش بدون (( تا )) است

 

دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ دل تنگي هايم است

 

دلم براي کسي تنگ است..



جمعه 1388/05/30 |

...سفر

 
 

جاده را

از آینه که نگاه میکنم
زودتر دور میشود

آینه را

از جاده که نگاه میکنی
دورتر دور میشود



شنبه 1388/05/17 |

هیچ کس

 
 

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد ...وسعت تنهاییم را حس نکرد

در میان خنده های تلخ من ... گریه پنهانیم را حس نکرد

در هجوم لحظه های بی کسی ... درد بی کس ماندنم را حس نکرد

آنکه با آغاز من مانوس بود ... لحظه پایانیم را حس نکرد



دوشنبه 1388/04/29 |
جعبه مدادرنگی را برمی دارم
جای خالیت را سبز می کنم
و از جاده ای که رفتی
تا امتداد خانه قلبم فرش قرمز پهن می کنم
و مداد آبیم را نمی تراشم
تا زمانی که بیایی و آسمان دلم را آبی کنم


جمعه 1388/04/26 |

صدای تو
 بیداری ریشه ، آواز سبز برگه
 صدای تو
 پر وسوسه مثل شبخونی تگرگه
 صدای تو آهنگ شکستن
بغض یه دنیا حرفه
 تصویری از آواز صریح
 قندیل و نور و برفه
 هیشکی مثل تو نبود
 هیشکی مثل تو منو باور نکرد
 هیشکی با من مثل تو
 توی نقب شب من سفر نکرد
 هشکی مثل تو نبود
 ساده مثل بوی پاک اطلسی
 یا بلوغ یه صدا
 میون دغدغه ی دلواپسی
 تو غرورت مثل کوه
 مهربونیت مثل بارون ، مثل آب
 مثل یه جزیره ، دور
 مثل یه دریا ، پر از وخشت خواب
 هیشکی مثل تو نرفت
 هیشکی مال تو نموند
شعرهای تنهاییمو
 هیشکی مثل تو نخوند
 همه حرفام مال تو
 همه شعرهام مال تو
 دنیای من شعرمه
 همه دنیام مال تو 




سه شنبه 1388/04/23 |

به عیادت صمیمیّت
در بیمارستان دل رفتم
بر روی در نوشته بود

خطر مرگ!
مبتلا به میکروب غربت

از پشت شیشه نگاهش کردم
چه لاغر شده بود و چه نحیف می نمود
دانستم که روز وداع نزدیک است

مشتهایش را باز نمود
کف دستش
قطره های اشکم بود
که روزی به او بخشیدم

به چشمهایم دست کشیدم
خشک بودند
 



دوشنبه 1388/04/22 |

 

نه از خاکم

 

نه از بادم

 

نه در بندم

 

نه ازادم

 

نه ان لیلی ترین مجنون

 

نه شیرینم نه فرهادم

 

فقط غمگین و دلتنگم

 

اگر ابی تر از ابم

 

اگر همزاد مهتابم

 

بدون تو چه بی تاب وچه بی رنگم



یکشنبه 1388/04/21 |

دلم تنگ است ...
من گمان می کردم دوستی همچو سروی سبز، چهار فصلش همه آراستگيست
من چه می دانستم هيبت باد زمستانیست
من چه می دانستم سبزه می پژمرد از بی آبی ، يخ می زند از سردی دی
من چه می دانستم دل هرکس دل نيست
قلب ها از آهن و سنگ
قلب ها بی خبر ازعاطفه اند



یکشنبه 1388/04/21 |

 

آهای همیشه و هنوز قلبم

 

خبر داری داره میسوزه قلبم

 

یه بار شده سراغمو بگیری؟

 

سراغ درد و داغمو بگیری؟

 

جای اینکه تشنه خونم باشی

 

یه باز شده دلنگرونم باشی

 

اما با این همه نامهربونی

 

کاشکی بفهمی که عزیز جونی

 

یار قشنگ دلم بیا که تنگه دلم

 

تا کی با دلتنگی باید بجنگه دلم

 

من از تو بی خبرم تو از همه دنیا

 

نمیدونی بی تو پر از غمه دنیا

 

خنده رو از روی لبم گرفتی

 

عشقموخیلی دست کم گرفتی

 

حیف نبود به جای حق شناسی

 

این همه بی وفایی نا سپاسی

 

خوب میدونم غریبه ای با دلم

 

از تو یه دنیا فاصله اس تا دلم

 

اما بازم می خوام که بر گردی و

 

تموم کنی این همه دل تنگی رو



شنبه 1388/04/20 |

اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است
اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است
اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است ...



جمعه 1388/04/19 |
همواره فکر می کنم چیستی برابر من کیستی؟
رودي
که در تلاطم آن
نقش چهره ی من خراب می شود؟
برگی
که سبز مانده به یک شاخه ی خشک

که با یک تلنگر باران
نقش بر آب می شود؟
چیستی؟
نمی دانم!
اما دلم خوش است
که از یاد
نبرده ام آن نسیم را
که در هوای سنگین این کویر
خویشتن را از یاد نبرده است


جمعه 1388/04/19 |
شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند.
فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته.
شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت
و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه عشق گرفت.

خدا گفت : دیگر تمام شد.
دیگر زندگی برای هر دوتان دشوار می شود.
زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود، زمین برایش کوچک است
و فرشته ای که مزه عشق را بچشد، آسمان برایش تنگ.


پنجشنبه 1388/04/18 |
سال ها در آسمان عشق سفر کردم تا کلمه ای بیابم که لیاقت تو را داشته باشد اما

نیافتم به ناچار مثل عادت همیشگی به قلبم پناه بردم و به او گفتم که برای کسی

که دوستش دارم چه بنویسم گفت :

با همان واژه ی قدیمی بنویس که دوستت دارم.


چهارشنبه 1388/04/17 |

انتظار

 
 
نبودنت بهترین بهانه است برای اشک ریختن ...

ولی کاش بودی تا اشکهایم از شوق دیدارت سرازیر میشد ...

کاش بودی و دستهای مهربانت مرهم همه دلتنگیها و نبودنهایت میشد ...

کاش بودی تا سر به روی شانه های مهربانت می گذاشتم

و دردهایم را به گوش تو میرساندم... بدون تو عاشقی برایم عذاب است

میدانم که نمیدانی بعد از تو دیگر قلبی برای عاشق شدن ندارم...

کاش میدانستی که چقدر دوستت دارم و بیش از عشق بر تو عاشقم...

میدانی که اگر از کنارم بروی لحظه های زندگی برایم پر از درد و عذاب میشود

میدانم که نمیدانی بدون تو دیگربهانه ای نیست برای ادامه ی زندگی جزانتظار آمدنت ...

انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...


چهارشنبه 1388/04/17 |
خونه پر از رنج سکوت وای دلم تنگه
گل های باغچه پیش چشمم وای چه بی رنگه
گل توی گلدون باز دوباره داره میمیره
راه نفس رو بغض دیدار به تو میگیره
روزی به چشم تو من بهترین بودم
عاشق ترین بودی عاشق ترین بودم

از آشیون دل کندن و رفتن که آسون نیست
در سینه عشق تازه پروردن که آسون نیست
روزی به چشم تو من بهترین بودم
عاشق ترین بودی عاشق ترین بودم

خونه پر از رنج سکوت وای دلم تنگه
گل های باغچه پیش چشمم وای چه بی رنگه
گل توی گلدون باز دوباره داره میمیره
راه نفس رو بغض دیدار به تو میگیره
روزی به چشم تو من بهترین بودم
عاشق ترین بودی عاشق ترین بودم

از آشیون دل کندن و رفتن که آسون نیست
در سینه عشق تازه پروردن که آسون نیست
روزی به چشم تو من بهترین بودم
عاشق ترین بودی عاشق ترین بودم



شنبه 1388/04/13 |
قطره قطره های بارون میریزه بر سرو رومون
دل آسمون گرفته واسه غربت چشامون
دست تو سرده تو دستم دیگه از زندگی خستم
اگه عاشقی همینه دل از اول نمی بستم
دیگه رد پایی از عشق توی چشمات نمی بینم
اما من مثل قدیما هنوزم عاشقترینم
دیگه حرفای قشنگم بدل تو نمی شینه
اشکامو می بینی اما دل سنگت نمی بینه
رسیده غروب این عشق همه چی رنگ خزونه
روزای بهاری ما کاش بیاد تو بمونه


جمعه 1388/04/12 |

 

شارژ ایرانسل

فروشگاه اينترنتي ايران آرنا

تفریح و سرگرمی

دانلود